
بوی عیدی


بوی عیدی با اینا زمستونو سر میکنم شادی شکستن قلک پول با اینا زمستونو سر میکنم فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا با اینا زمستونو سر میکنم عشق یک ستاره ساختن با دولک با اینا زمستونو سر میکنم بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری با اینا زمستونو سر میکنم مازیار فرزانه
بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفرهء نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ
با اینا خستگیمو در میکنم
وحشت کم شدن سکهء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخوردهء لای کتاب
با اینا خستگی مو در میکنم
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفتشده تو گنجهها
با اینا خستگیمو در میکنم
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا خستگیمو در میکنم
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا خستگیمو در میکنم
